دو قفس... - آدمک ها
X
تبلیغات
رایتل

آدمک ها

و من خسته تراز همیشه از جستجوی خویش آمده ام

دو قفس...

 

در باغ پدرم دو قفس هست

در یکی شیری ست که بردگان پدرم از صحرای نینوا آورده اند...

در دیگری گنجشکی بی آواز

هر روز سحر گاهان گنجشک به شیر می گوید:

«بامدادت خوش ای برادر زندانی»

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1385ساعت 01:49 ق.ظ توسط سارااا نظرات (14)