مصیبتی است دانستن تو... - آدمک ها
X
تبلیغات
رایتل

آدمک ها

و من خسته تراز همیشه از جستجوی خویش آمده ام

مصیبتی است دانستن تو...

 

 

استخوانهایم از تو پنهان نبود

وقتی که در نهان به وجود می آمدم ودر اسفل زمین نقش بندی می شدم

در دفتر توهمگی اعضای من نوشته شده

 وچشمان تو ای متعال جنین مرا دیده است.

چشمهای تو جنین مرا دیده است ....  

  


 

پدر آن شب اگر خوش خلوتی پیدا نمی کردی
تو ای مادر اگر شوخ چشمی ها نمی کردی
تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمی کردی
کنون من هم به دنیا بی نشان بودم

پدر آن شب جنایت کرده ای شاید نمی دانی
به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی
از این بایت خیانت کرده ای شاید نمی دانی


 

 پ.ن :  گفتم : آزادی ام ‚ آزادی ات ‚ آزادی مان ... صرف آرزو چه دشوار است پدر

+ نوشته شده در سه‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1388ساعت 09:51 ق.ظ توسط سارااا نظرات (29)