تباه - آدمک ها
X
تبلیغات
رایتل

آدمک ها

و من خسته تراز همیشه از جستجوی خویش آمده ام

تباه

 

 

اگه  می بینی روزم سیاه ِ

اگه می بینی حالم خرابه

اگه می بینی چشامو بستم

گوشه ی این دنیا تو هم نشستم

اگه می بینی صدام گرفته

یا اینکه بغض تو گلوم نشسته

واسه اینه که دل شکسنم

عاشقته به پای تو نشسته...

برات می خونم که بدونی زندگیم تباه شد

همه آرزوهام تو کویر قلبت سراب شد

می خوام حرفای دلمو که شده عقده بزنم

می خوام سیاهی فکرمو رنگ سفید بزنم

آره قانون اول فکرم اینو بهم می گه

که باید بگذریم از جونمون واسه ی همدیگه

قرار دوم ما نگو که یاد تو نمیاد

باید گوش می کردیم به هم نباشیم حزب باد

هیچ توجیهی نداری واسه کارات می دونم

باید زودتر می فهمیدی که بدون تو می تونم

نیاز من محبت تو بود تو چارچوب خونه

بهم می گفتی روانی کردی دلمو دیوونه...

آره روانیم تو منو روانی کردی

تو رفتی کنارو منو تماشا می کردی

کشتی منو با همه وجود و احساس

بدون این کار تو واسه من پایان دنیاست...

با تو بخاطر تو از زندگیم گذشتم

اما نمی دونستم این دستات نیست تو دستم...

حالا که دیگه تنهای تنهام

حالا که دیگه تو نیستی همرام

حالا که دیگه ازم گذشتی

بهم بگو به پای کی نشستی

برو که دیگه میاد یه روزی

تو آتیش عشق من بسوزی

برو عزیزم خدانگهدار  

دوسِت دارم برای آخرین بار !  

 


پ.ن : چشام از جنس بارونه که می سوزوندش خورشید

تو رو می بخشمت اما کسی جز من نمی بخشید

تو رو می بخشمت اما نه اینکه باز برگردی

می خوام یادم بره کی بودی و با من چه ها کردی

به تعداد دلای ما به شهر قصه راهی هست

گذشتم از گناه تو ، باور کن خدایی هست ! 

خدایی هست ...  

  

                                   (برای علی وآموختنی هایش)                                         

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1388ساعت 11:48 ب.ظ توسط سارااا نظرات (11)