بگذر از ما ... - آدمک ها

آدمک ها

و من خسته تراز همیشه از جستجوی خویش آمده ام

بگذر از ما ...

  

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

سارا به سین سفره مان ایمان ندارد

بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم

یا سیل می بارد و یا باران ندارد

بابا انارو سیب و نان را می نویسد

حتی برای خواندنش دندان ندارد

انگار بابا همکلاس اولی هاست

هی می نویسد این ندارد آن ندارد

بنویس کی آن مرد در باران میاید

این انتظار خیسمان پایان ندارد

ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

 

 

  

 

 

 

پ.ن:   ای سخت ترین دشواری . . . ما از آن دسته خوشی ها نیستیم . . . بگذر از ما. . .

+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1388ساعت 06:29 ب.ظ توسط سارااا نظرات (6)